در این ممنوع
داخل هواپیما وقتی نشسته اید
در ذهنتان نمی گذرد
چه وقت غذا سرو خواهد شد؟
از ذهنتان نخواهد گذشت
چطور می توان استفاده کرد از چتر؟
شما مخفیانه به این می اندیشید
چگونه می شود اسلحه ای را از گیتها عبور داد؟
و چطور باید نزدیک به خلبان هواپیما شد؟
شاید هم خطور می کند به ذهنتان
حتما مهماندار را صدا می کنید با لبخندی زیرکانه
و بعد . .
بعد اما
ناگهان با دستی بر شانه ات
محو می شود همه چیز
بالای سرت ایستاده مامور حفاظت
و شاید برده باشد پی به خیالت!
تا به خودتان بیائید
می بینید
با دستهایی لرزان دارید مدارکتان را نشانش می دهید
و لبخند می زنید
لبخندی که به هیچ وجه زیرکانه نیست